سندس در جست و جوی حقیقت

*اَللّهُم اجْعَلْ فی قَلبی نَوراً وَ بَصَراً وَ فَهماً و عِلماً*

بسم الله الرحمن الرحیم 

یک کلمه درس نخواندم. حسابی در اینستاگرام گشتم. کلی با دوستانم در واتس آپ صحبت کردم. تمامی پیامهای تلگرام را دیدم و خواندم. ماهان درس علوم را که خواند، سر حوصله حدود یکساعت وقت گذاشتم ازش پرسیدم و یک دور هم درس را مرور کردیم. ظرفهای ناهار، شام و لیوانهای چای عصرانه را شستم و نگذاشتم کسی کمکم کند.

هندزفری در گوشم گذاشتم و به چند صوت گوش دادم. الان هم نزدیک ساعت 12 شب است، دلم نمیخواهد از این روزی که به این شکل گذراندم، عذاب وجدان داشته باشم یا ناراحت باشم. الهامی درونم با تحکم می‌گوید همینی که هست.

فقط دلم می‌خواهد فردا صبح که بیدار می‌شوم تا آخر شب حسابی درس بخوانم. گوشی دستم نگیرم. داده تلفن همراه یا وای فای را روشن نکنم. از پشت میز تکان نخورم مگر به ضرورت. مباحثی که فردا می‌خوانم را بفهمم، نیازی نباشد دو ساعت در دو صفحه بمانم.  چندین‌بار بخوانم و برای خودم توضیح بدهم و شکل بکشم و ده بار برگردم فصل‌های قبل تا بفهمم فلان چیز چی بود که الان هیچی ازش یادم نیست جز اینکه فقط می‌دانم که در فصل‌های اول خواندمش! 

فردا جان! لطفا همین روز ایده آلی باش که در ذهن من است. 

نوشته شده در سه شنبه پنجم اسفند ۱۳۹۹ساعت توسط سندس|


آخرين مطالب
» ...
» اعتراف و توبه
» پر از سؤال
» دام برای خودم سوخت
» اعتماد به نفس
» از غصه هایم
» محله، وطن، غزه...
» وبلاگ خوانی
» تِم ماه رمضان ١۴٠٢
» یک روز در اینستاگرام

Design By : Pichak